پنجشنبه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۰

تب سازش بالا گرفته؛ شيخ آصف محسني هم به پيشواز ملا عمر رفت

8 Subh Daily

طي هفته هاي اخير تب سازش در كشور بالا گرفته است. حكومت حامد كرزي در سطح داخلي و بين المللي تلاش هاي گسترده اي را براي مصالحه با طالبان آغاز كرده است.
اكنون اين تلاش ها فراتر از محدوده حكومت صورت مي گيرد. سفر برخي از نمايندگان شوراي ملي، احزاب سياسي و نهادهاي مدني به جلسه هايي مبهم و نامشخص، نشان از گستردگي اين تلاش ها براي سازش با طالبان مي باشد.

آقاي كرزي در ادامه اين تلاش ها با تركيبي از رهبران مجاهدين و ملاها به عربستان سعودي رفته است. آنچه كه در اين ميان جالب است حضور آقاي آصف محسني است كه مدت ها است از سياست فاصله گرفته است. هر چند آقاي محسني به طور پنهاني تماس هاي منظم با حامد كرزي دارد اما در ظاهر سعي كرده است كه به عنوان يك چهره بي طرف در بازي هاي موجود باقي بماند. اكنون به نظر مي رسد كه آقاي محسني نيز با سفر به عربستان در تلاش است كه از فيض سازش هاي جديد سياسي بي نصيب نماند.
آقاي كرزي با شناختي كه دارد تركيب دقيقي را در اين سفر خود انتخاب كرده است. وي به خوبي مي داند كه آقاي محسني از ميان همه رهبران شيعيان افغانستان در نزد عربستان جايگاه ويژه اي دارد. گذشته از اين آقاي محسني در نشست طايف كه در دوران جهاد برگزار شد نيز جزو معدود رهبران سياسي بود كه شهامت به خرج داد. و در آن نشست حضور يافت. جالب اين جا است كه هم در نشست طايف و هم در تلاش هاي موجود جمهوري اسلامي ايران نظر كاملا منفي داشت و دارد اما به رغم اين مخالفت ها آقاي محسني در عين روابط گرم با ايران در اين دور از بازي ها نقش برجسته گرفته است.
گذشته از اين آقاي محسني نيز با تيز هوشي اي كه دارد پس از 9 سال سكوت سياسي اكنون فعالانه وارد بازي شده است. وي به خوبي مي داند كه در يك نظام دموكراتيك از آدرس شيعيان افغانستان براي وي جايگاهي در حكومت وجود ندارد. آقاي محسني با تمام روابط نيكي كه با كرزي داشت نتوانست وزير معرفي شده خود ـ آقاي عصمت اللهي ـ را از فلتر پارلمان كرزي عبور دهد.
از اين رو وي مي داند كه در يك نظام طالباني، بيش از هر كس ديگر مطرح و در يك جايگاه مهم قرار مي گيرد. بنابراين براي آقاي محسني مهم نيست كه طالبان در حق مردم افغانستان و تاريخ اين كشور چه ستم هايي را روا داشته اند. زيرا بوداي باميان از ديد محسني و ملا عمر هر دو محكوم به ويراني و تخريب است. با آمدن نظام طالباني هيچ گاه امام باره وي در قندهار و تلويزيون تمدن در كابل از فعاليت باز نخواهند ماند و شايد اين هم به يگانه رسانه امارت اسلامي بدل خواهد شد. اما اين مردم اند كه در زير سايه اين معامله ها قرباني مي گردند. براي من جالب است كه هيچ گاه آقاي محسني از آدرس يك عالم ديني انتحار، انفجار و حمله هاي وحشيانه مخالفان را محكوم نكرد. اين سكوت از سوي يك چهره برجسته ديني چه پيامي را مي تواند در جامعه القا نمايد؟

یکشنبه ۱ نوامبر ۲۰۰۹

تحریم انتخابات و سناریوی خطرناک سیاسی

همه شنیدید که عبدالله عبدالله انتخابات را تحریم کرد.
عبدالله با این تصمیم دو راه را برای بازیگران سیاست در افغانستان باز کرد.
۱- راه بازگشت به دیکتاتوری و بی تفاوتی به انتخابات۲
- راه بازگشت به تنش های خشونت بار سیاسی و احتمالا جنگ
کشیده شدن انتخابات به دور دوم همه را زوق زده کرده بود. عزیز رویش آن را حادثه یی در تاریخ عنوان کرده بود. عبدالله با این کار به یک بن بست سیاسی دامن زده است که نتیجه اش به احتمال زیاد منجر به دیکتاتوری و یا باز شدن راه برای جنگ خواهد بود.
دلیل روشن برای این ادعا این است که بعضی از فرماندهان ولایات بعد احکام کرزی را قبول نمی کند و این کار باعث تنش و سر انجام جنگ خواهد شد. عطامحمد نور از قبل اعلان کرده است که حکومت کرزی را به رسمیت نمی شناسد و والی پنجشیر هم هم اکنون خود مختار است. طالبان از راه دیگر خود را به شمال نزدیک کرده است و بر اساس تحقیقات دولت امریکایی ها با چرخ بال های خودشان طالبان را به شمال جابجا می کنند. سناریوی خطرناکی روی پرده خواهد آمد و احتمال جنگ روز به روز قوت می گیرد. امریکا و انگلیس با دست درازی بی حد و حصر شان ثبات سیاسی افغانستان را در خطر دایمی انداخت زیرا از یکطرف طالبان را علیه دولت مجهز می کند و از طرف دیگر همین دولت نیم بند را هم از مشروعیت تهی می کند. هر چند کسی نمی داند هدف امریکا و انگلیس از بی ثبات سازی افغانستان چیست اما آنچه برای یک افغانستانی مهم است این است که ارزش هایی را که در هشت سال بدست آورده بودند را دوباره از دست می دهند.

من اشک چشم کودکان دامان به دامان دیده ام

دربندها بس بنديان, انسان به انسان ديده ام
از حُكمبر تا حكمران, حيوان به حيوان ديده ام
در مكر او در فكر اين, در شُكر او در ذكر اين
از حاجيان تا ناجيان, شيطان به شيطان ديده ام
ديدى اگر بى خانمان, از هر تبارى صد جوان
من پيرهاى ناتوان دربان به دربان ديده ام
اى روزگار دلشكن, هر دم مرا سنگى مزن
من سنگها در لقمه نان, دندان به دندان ديده ام
از خود رجز خوانى مكن, تصوير گردانى مكن
من گردن گردنكشان, رسمان به رسمان ديده ام
شرح ستم بس خوانده ام, آتش به آتش مانده ام
من اشك چشم كودكان, دامان به دامان ديده ام
از اين كله تا آن كله فرقى ندارد شيخ و شه
من پاسدار و پاسبان ايران به ايران ديده ام
ماتم چه گويم زين وطن كز برگ برگ اين چمن
من خون چشم شاعران ديوان به ديوان ديده ام
چكش به فرق من مزن اى صبر فولادين من
من ضربت پتك زمان, سندان به سندان ديده ام
معینی کرمانشاهی
این ترانه را داریوش خواننده ایرانی بسیار زیبا خوانده است. لینک اش این است
http://www.youtube.com/watch?v=Tjt7Fkj46LQ

دوشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹

انتخابات به دور دوم رفت

بر اساس گزارش کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی آرای حامدکرزی زیرآرای حامد کرزی در انتخابات زیر پنجاه درصد رفته است
نتایج ابتدایی انتخابات آرای آقای کرزی را حدود پنجاه و پنج درصد اعلام کرده بود اما نتایج نهایی انتخابات به دلیل بررسی ادعاهای تقلب در آن حدود دو ماه به تاخیر افتاد.
بی بی سی به نقل از مسوولان کمیسیون رسیدگی به شکایات نوشته است که بعد از شمارش مجدد آرا حامد کرزی نتوانسته است آرای لازم برای برنده شدن را بدست آرد.
به این اساس، انتخابات افغانستان میان حامد کرزی، و رقیب انتخاباتی او، عبدالله به دور دوم خواهد رفت.هرچند فاصله آرای کرزی و عبدالله خیلی زیاد است.
انتخابات پر از مداخله خارجی ها بود و دور دوم اش هم تحت نظر کامل خارجی ها برگزار خواهد شد.ی خارجی ها توانستند با فشار زیاد انتخابات را به دور دوم بکشاند.

یکشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹

این بار خارجی ها رای دهند


بدنبال فشارهای زیاد جامعه جهانی اکثر منابع نزدیک به کاندیدان مهم ریاست جمهوری رفتن به دور دوم انتخابات را محتمل می دانند.
هرچند تقلب در انتخابات صورت گرفت اما سهم رقیب کرزی بحدی نیست که بتواند در دور دوم پیروزی را برای او تضمین کند.
مسئله اصلی فشار خارجی ها برای تقسیم قدرت و اعطای پست های کلیدی برای اطرافیان داکتر عبدالله است.این پست های کلیدی شامل وزارت خارجه برای خود عبدالله و چند وزارت خانه دیگر است.
هرچند عبدالله همواره معامله را رد کرده است اما در پشت پرده همواره پیشنهاد کرده است در صورت منصوب کردن او به سمت وزارت خارجه از همه انتقادات و اعتراضات خود دست خواهد کشید.اما بازی انگلیس و امریکا هم خیلی مبهم است. آنان از یکطرف خواهان اعطای پست های به جبهه ملی است و از طرف دیگر خواهان مشارکت طالبان در دولت آینده اند.چرخ بال های سفارت امریکا طالبان را در شمال افغانستان جابجا می کنند و به والی بلخ هم می گویند که در اظهاراتش از طالبان ستایش و در مقابل دوستم هتاکی کند.
بازی انتخابات و بازی نظامی در افغانستان متناقض است. امریکایی ها می خواهند دولت آینده متشکل از طالبان و مخالفین طالبان باشند اما در صحنه نظامی امریکایی هم تنها طالبان را کمک می کنند.درواقع جنگ موش و گربه امریکا و طالبان و خباثت سیاسی سفیر و نماینده امریکا در افغانستان کاملا تناقض بار است. این طرف افکار عمومی دنیا را فریب می دهد که بلی ما با طالبان می جنگیم و نیرو نیاز داریم آنطرف خواستار مشارکت طالبان در دولت آینده است و با چرخ بال های شان طالبان را از جبهات جنوب به شمال و مناطق مرکز ی انتقال می دهند.
انتخابات را هم می خواهند با فشار به دور دوم ببرد هرچند که می دانند عبدالله نمی تواند این بار حتی ۲۷ فیصد رای فعلی اش را دوباره بیاورد. هرچند میزان حضور مردم در دور دوم انتخابات به بیشتر از ۴۰ فیصد کاهش خواهد یافت اماخارجی ها می توانند صندوق های رای را پر کنند. کاش مردم افغانستان دور دوم انتخابات را تحریم می کرد و از خارجی ها میخواست تا آنها در انتخابات رای بدهند.

یکشنبه ۴ اکتبر ۲۰۰۹

جرائت اخلاقی سقراطی!


محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران در جلسه سالیانه اتحادیه رادیو و تلویزیون کشورهای اسلامی گفته است که رسانه های غربی نه تنها آزاد نیستند و که مانند یک زراد خانه برای تامین اهداف کشورهای استکباری استفاده می شوند.هرچند سخنان احمدی نژاد هم بخشی از حقایق را شامل می شود اما این سخن را سیاستمداری می گوید که خودش حتی نشر یک گاهنامه آزاد به معنی واقعی آن را نمی تواند در کشور خود تحمل کند.


هرچند احمدی نژاد در هر محفلی ارزش های غربی را نشانه می گیرد اما خود ظاهرا از ارزش های سخن می گوید که هرگز به آنها اعتقاد ندارد. کسانیکه رسانه های ایران بخصوص صداوسیمای این کشور را تماشا کرده باشند می دانند که این رسانه ها نه تنها صدای مخالف را نشر نمی کنند بلکه دروغ سازی یکی از شیوه های است که بر صدا و سیمای این کشور سایه انداخته است.


صدا و سیمای ایران حتی خیلی اوقات به توهین ملت ها و شخصیت های سیاسی و علمی کشورها می پردازد. یکی از مثال های بارز شیوه برخورد صدا و سیمای ایران با مهاجرین افغانستانی است. سیاست رسانه یی ایران بی اخلاق تر از رسانه های غرب است. در ایران به راحتی می توان فلمی ساخت و در آن تمام یک ملت را توهین کرد.


فلم ها و سریال هایی که در ایران ساخته می شود و اکثر آن از تلویزیون این کشور نشر می شود با بسیار را حتی به مهاجران افغانستانی توهین می کند. من چندین فلم وسریال را دیده ام که شیوه زندگی افغانستانی ها را به مسخره گرفته است. جالب این است که این شیوه زندگی را خود شان بطور خیالی ساخته اند و هیچ تطابقی با زندگی واقعی افغانستانی ها ندارد. خیلی از فرهنگیان افغانستانی در ایران بارها از نشر چنین سریال ها و فلم ها شکایت می کنند اما مجال تعقیب این شکایات هرگز میسر نیست. همچنان تصویری که رسانه های ایران از افغانستان به مردم این کشور داده است جز خشونت تندروی فقر و .... نیست.


یکی از دوستان ایرانی ام از من می پرسید شما در افغانستان چند مکتب دارید ایا در کشور شما کورس زبان هم وجود دارد. او می گفت تا جایی که من اطلاعات دارم افغانستان یک جزیره دور از تمدن سواد و... است. از او پرسیدم منبع اطلاعات شما راجع به افغانستان چیست؟ گفت رسانه های خودمون دیگه؟


باوجودیکه احمدی نژاد ادعا های بلند بالایی در مورد نظم جهانی و عدالت می کند اما بنظر من او کوچکتر از آن است که در مورد این ارزش ها بخصوص آزادی بیان صحبت کند. رییس جمهوری که در کشورخودش حتی یک صدای مخالف هم شنیده نشود استاد دانشگاه بخاطر طرز فکرش از کشورش اخراج شود و مخالفین فکری در زندان ها افکنده شود نمی تواند دیگران را متهم کند.


جرائت اخلاقی آقای احمدی نژاد آدم را به یاد سقراط بزرگ می اندازد اما فرق احمدی نژاد و سقراط بزرگ این است که سقراط جام زهر را برای حقیقت نوشید اما احمدی نژاد به راحتی از تریبیون ملت ایران با استفاده از تیوری توطئه دروغ های خودش را به خورد مردم ایران می دهد. او به اندازه اعتماد بنفسی که سقراط بزرگ در باره حقیقت حرف می زد دروغ می گوید.


رییس جمهوری که بام های شهروندانش توسط چرخ بال تفتیش می شود که مبادا کسی ماهواره داشته باشد و با استفاده از آن اطلاعات مستقل و بیطرف از رسانه های دیگر بگیرد چگونه جرائت اخلاقی به خود می دهد که در باره هزاران رسانه در دنیا قضاوت کند.

جمعه ۲ اکتبر ۲۰۰۹

نوبت به تاجکستان رسیده است

به نقل از بی بی سی محفلی تحت عنوان 'اصول دموکراسی' در تعالیم پایه گذار فقه حنفی در تاجکستان برگزار شده است.
به گزارش بی بی سی اشتراک کنندگان خواسته اند تا بنحوی اصول دموکراسی را توجیه فقهی کنند. اجماع عمومی در این محفل این بوده است که می توان اصول دیموکراسی را از دل اندیشه دینی استخراج کرد.
جالب تر از همه اینکه اکثر اشتراک کنندگان با استناد به اندیشه های ابوالعلا مودوی از متفکران اسلام سیاسی و از بنیانگزارن رادیکالیسم اسلامی در شبه قاره هند تلاش کرده اند جایی برای دموکراسی در فقه حنفی بیابند.
متفکران ایرانی هم سی سال قبل این کار را شروع کرده اول اسلام سیاسی را تیوریزه کردند و بعد برای رسیدن به دیموکراسی و حقوق بشر راه اصلاح اندیشه دینی را پیش گرفتند و بارزترین کار در این عرصه را عبدالکریم سروش انجام داد که نظریه پرجنجال حکومت دیموکراتیک دینی او را می توان تلاش برای سازش اسلام و دیموکراسی عنوان کرد. سروش اما حالا از آن نظریه اش طرفداری نمی کند و از سازش میان اسلام و دموکراسی دلسرد شده است چون دریک حکومت دینی امکان تحقق دیموکراسی ماکسیمال که هیج نیست و دیموکراسی مینیمال هم با چالش هایی زیادی روبرو است.این بار نوبت تاجکستان است تا این راه را بپیماید.
نظام سیاسی تاجکستان همین اکنون بهتر از اکثر کشورهای منطقه است اما نشانه هایی از توسعه رادیکالیزم دینی در این کشور به مشاهده می رسد.
همین اکنون اپوزیسیون دولت براساس یک ایدیولوزی دینی سربازگیری می کند و جوانان تاجک در بلوچستان ایران و پاکستان مشغول آموزش در رادیکال ترین مدارس مذهبی سنی مذهب هستند که ممکن است بعد از بازگشت خطر جدی ای برای دموکراسی در تاجکستان حساب شوند.بهرحال تجربه ناکام ایران بهترین درسی برای تمام کشورهای اسلامی است.
دموکراسی فقط در یک نظام سکولار و بیطرف امکان تحقق و رشد را دارد. ظرفیت دولت دینی برای توسعه دیموکراسی خیلی کمتر از آن است که در محافل روشنفکری مطرح می شود. اما اینکه تاجکستانی ها می خواهند از اندیشه های ابوالعلی مودودی اصول دموکراسی را استخراج کند بنظر من طنزی است که در نگاه اول خنده آور است و اگر بیشتر متوجه شوی موهای سر آدم را راست می کند. استخراج اصول دموکراسی از دل رادیکالیزم!
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes