8 Subh Daily
طي هفته هاي اخير تب سازش در كشور بالا گرفته است. حكومت حامد كرزي در سطح داخلي و بين المللي تلاش هاي گسترده اي را براي مصالحه با طالبان آغاز كرده است.
اكنون اين تلاش ها فراتر از محدوده حكومت صورت مي گيرد. سفر برخي از نمايندگان شوراي ملي، احزاب سياسي و نهادهاي مدني به جلسه هايي مبهم و نامشخص، نشان از گستردگي اين تلاش ها براي سازش با طالبان مي باشد.
آقاي كرزي در ادامه اين تلاش ها با تركيبي از رهبران مجاهدين و ملاها به عربستان سعودي رفته است. آنچه كه در اين ميان جالب است حضور آقاي آصف محسني است كه مدت ها است از سياست فاصله گرفته است. هر چند آقاي محسني به طور پنهاني تماس هاي منظم با حامد كرزي دارد اما در ظاهر سعي كرده است كه به عنوان يك چهره بي طرف در بازي هاي موجود باقي بماند. اكنون به نظر مي رسد كه آقاي محسني نيز با سفر به عربستان در تلاش است كه از فيض سازش هاي جديد سياسي بي نصيب نماند.
آقاي كرزي با شناختي كه دارد تركيب دقيقي را در اين سفر خود انتخاب كرده است. وي به خوبي مي داند كه آقاي محسني از ميان همه رهبران شيعيان افغانستان در نزد عربستان جايگاه ويژه اي دارد. گذشته از اين آقاي محسني در نشست طايف كه در دوران جهاد برگزار شد نيز جزو معدود رهبران سياسي بود كه شهامت به خرج داد. و در آن نشست حضور يافت. جالب اين جا است كه هم در نشست طايف و هم در تلاش هاي موجود جمهوري اسلامي ايران نظر كاملا منفي داشت و دارد اما به رغم اين مخالفت ها آقاي محسني در عين روابط گرم با ايران در اين دور از بازي ها نقش برجسته گرفته است.
گذشته از اين آقاي محسني نيز با تيز هوشي اي كه دارد پس از 9 سال سكوت سياسي اكنون فعالانه وارد بازي شده است. وي به خوبي مي داند كه در يك نظام دموكراتيك از آدرس شيعيان افغانستان براي وي جايگاهي در حكومت وجود ندارد. آقاي محسني با تمام روابط نيكي كه با كرزي داشت نتوانست وزير معرفي شده خود ـ آقاي عصمت اللهي ـ را از فلتر پارلمان كرزي عبور دهد.
از اين رو وي مي داند كه در يك نظام طالباني، بيش از هر كس ديگر مطرح و در يك جايگاه مهم قرار مي گيرد. بنابراين براي آقاي محسني مهم نيست كه طالبان در حق مردم افغانستان و تاريخ اين كشور چه ستم هايي را روا داشته اند. زيرا بوداي باميان از ديد محسني و ملا عمر هر دو محكوم به ويراني و تخريب است. با آمدن نظام طالباني هيچ گاه امام باره وي در قندهار و تلويزيون تمدن در كابل از فعاليت باز نخواهند ماند و شايد اين هم به يگانه رسانه امارت اسلامي بدل خواهد شد. اما اين مردم اند كه در زير سايه اين معامله ها قرباني مي گردند. براي من جالب است كه هيچ گاه آقاي محسني از آدرس يك عالم ديني انتحار، انفجار و حمله هاي وحشيانه مخالفان را محكوم نكرد. اين سكوت از سوي يك چهره برجسته ديني چه پيامي را مي تواند در جامعه القا نمايد؟


